گفتگو ها

happy-new-year

گفتگو با لوریس چکنواریان

 

%d9%84%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3-%da%86%da%a9%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86

لوریس چکناواریان از هنرمندان به نام این سرزمین است. هنرمندی که البته فخر ارامنه نیز محسوب می شود. این گفت و گو را دو سه سال پیش انجام دادم. در آن از همه چیز سخن گفتیم. شاید این گفت و گو به ظاهر ربطی به فرهنگستان فوتبال نداشته باشد اما این ظاهر ماجراست. جدای از این که استاد چکناواریان در این گفت و گو از تختی و ورزش زورخانه‌ای نیز گپ زدند سخنان دیگر ایشان نیز اگر حوصله کنید و بخوانید … ادامه …

گفتگو با هویک حاتم‌زاده

 

%d9%87%d9%88%db%8c%da%a9-%d8%ad%d8%a7%d8%aa%d9%85%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87

هویک حاتم‌زاده را به لطف آرمن ساروخانیان در شب نو میلادی برای یک گفتگو با فرهنگستان فوتبال دعوت کردیم. آرام و صبور و با حوصله حرف زد. خیلی دلش نمی‌خواست برگردد به روزگار گذشته.«حرف زدن در مورد گذشته درجا زدنه. باید از الان گفت. از آینده. اینطور می شود کاری کرد». این را می‌گوید و دلش می‌خواهد از پوست اندازی جدید آرارات حرف بزند. تیم دوست‌داشتنی که در قسمت خوب خاطرات همه ما از فوتبال قرار دارد. ادامه ..

%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa

گزارش ها

%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c

وقتی دست چپ و راستم را شناختم و در ۶ و ۷ سالگی همراه عمویم راهی امجدیه و استادیوم آریامهر(آزادی) می‌شدم، دو سه سالی از بازنشستگی ستاره بزرگ ارامنه می‌گذشت. «کارو حق‌وردیان» را می‌گویم که به سنت ارامنه از آرارات راهی تاج شده بود و طی ۵ سال در مرکز تیم ملی بازی می‌کرد. آن‌هم جایی‌که با وجود پرویز قلیچ‌خانی جا برای نفس کشیدن دیگر هافبک‌ها کم بود. بازی کارو را با دوندگی، تعصب و شعور به یاد می‌آورند.

%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa

باشگاه فرهنگی-ورزشی «آرارات» در سال ۱۳۲۳ تأسیس شد، ولی یک سال طول کشید تا تیمهای مختلف ورزشی اش شکل بگیرند. یکی از آنها تیم فوتبال «آرارات» بود که به تدریج بازی در مسابقات دوستانه و رسمی را تجربه کرد. سرانجام در سال ۱۳۴۱ «آرارات» وارد مسابقات باشگاهی تهران شد. این شروع حضور بیش از نیم قرن تیم ارمنیان در باشگاههای تهران و لیگ سراسری بود که توانست طرفداران زیادی ...

%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87

یادداشت ها

%d8%a2%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b4%d8%a7%da%a9%d8%8c-%d8%a2%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d9%88%d8%b4%e2%80%8c%d8%a7%d8%b4%d8%9f

از اولین روزهایی که ایرانی‌ها در تقابل با یک ورزش نیمچه مدرن به نام فوتبال، باز به خرافه‌گرایی و سِحرطلبی و ذهنیات آخرالزمانی روی آوردند و مادربزرگ‌های طهرانی شورت بلند و دویدن دنبال یک چیز گردالی را، به منزله کافرانگی تلقی کردند، ارامنه ایران نیز در گوشه‌ای از آن یا در دل آن حضوری پررنگ داشتند. در روزگار بدوی فوتبال ایران که تیم‌هایی چون طوفان در تهران قیامت می‌کرد و کلوپ اجماعیون عامیون می‌خواست مرامنامه سوسیال دمکرات خود را با مقررات فوتبال تلفیق کند، بچه ارمنی‌ها در کنار برادران مسلمانشان در دل بازی‌های گرم ...

%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d9%81%db%8c%d8%b4%d8%b1%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87

دیگر روی دست عمو گارنیک مربی نیامد. استعدادیابی شگرف که ده‌ها بازی‌کن تحویل تیم ملی داد. او پسر یک پیاله‌فروش در فیشرآباد بود. در نزدیکی پیاله‌خانه‌ی پدری، روزی که گذرش به خیابان ایرانشهر افتاده بود کلوپ دوچرخه‌سواران چشمش را گرفته بود. دیگر از آن روز به بعد گارنیک بچه‌سال و با هم‌بازی‌هایش دست از سر کلوپ معروف برنداشتند. مخصوصا وقتی در دنیای کودکانه‌شان دائم ستاره‌های ورزش ارمنی را ـ از ویگن تا هامازاسب ـ در باشگاه تاج می‌دیدند که پرورش اندام می‌کنند و دل مردم برای‌شان غنج می‌رود.

%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%85

اگر ورزش ایران ـ به ویژه فوتبالش ـ هرگز از ستاره‌های مسیحی خالی نبوده، داستان کریسمس و بابانوئل و روز «هامبارسوم»شان نیز با قلب ما پیوند خونی داشته است. در قصه‌ی زندگی تک تک ستاره‌های ارمنی که سر می‌زنی عشق به بابانوئل را در پیوند با عشق به فوتبال می‌بینی. می‌بینی که بازی‌کنان مسلمان ما هرگاه در کریسمس‌ها در اردو بودند برای هم‌تیمی‌های مسیحی‌شان جشن کوچکی راه انداخته‌اند. هرگاه بابانوئل را به یاد می‌آوری و خاطرات ستاره‌های مسیحی را مرور می‌کنی، می‌بینی که آن‌ها در شب‌های کریسمس از پاپانوئل ...

%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b7%d8%b1%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%aa

از پطرس تا هنو، از ماری ترزا تا دوشیزه دیانا، نورچشمان این ورزش بودند. ارمنی‌های نسل به نسل در ورزش پایتخت، ریشه انداخته بودند و خود در زمین لنج، کلوپ نیرو و راستی، یا حتی انجمن دوشیزگان و بانوان ایران، حاضر به یراق بودند. ما نه تنها در تیم ملی فوتبال که در رشته‌هایی چون بوکس و هالتر نیز با استفاده از قهرمانان مسیحی، تیمی متشکل داشتیم که مسلک و مذهب‌شان تبعیض ایجاد نمی‌کرد. اگر در فوتبال آرشاک و پل و ژرژ برای پیراهن ملی ایران و پرچم سه‌رنگش جان می‌دادند در خارج از مستطیل‌های سبز نیز هالتریست‌ها و بوکسورها ...

کلیه حقوق این پرونده محفوظ و متعلق به فرهنگستان فوتبال می باشد. ۲۰۱۶-۲۰۱۷